درباره وبلاگ

در تاریکی بی آغازو پایان
دری در روشنی انتظارم رویید
خودم را در پس درتنها نهادم
وبه درون رفتم
اتاقی بی روزن تهی نگاهم را پر کرد
سایه ای در من فرود آمد
و همه ی شباهتم را در ناشناسی خود گم کرد
پس من کجا بودم؟
من در پس در تنها مانده بودم
همیشه خودم را در پس یک در تنها دیده ام
گویی وجودم در پای این در جا مانده بود
ایا زندگیم صدایی بی پاسخ نبود؟
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

نوشته شده توسط ye asheghe dost dashtane در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت 17:58 موضوع | لینک ثابت